کانال تلگرام کافی نت سایه روشن
آموزش خرید و دانلود از سایت
 

دانلود رمان اسطوره نوشته پگاه بصورت کامل با فرمت pdf (کاربر ۹۸ia)

رمان اسطوره نوشته پگاه

رمان اسطوره نوشته پگاه (کاربر ۹۸ia)

مقدمه رمان اسطوره نوشته پگاه :

“دﯾﺪي ﮐﻪ ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺖ…ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺪون ﻣﻦ؟
دﯾﺪي ﮐﻪ ﺻﺒﺢ ﻣﯽ ﺷﻮد…ﺷﺒﻬﺎ ﺑﺪون ﻣﻦ؟
اﯾﻦ ﻧﺒﺾ زﻧﺪﮔﯽ…ﺑﯽ وﻗﻔﻪ ﻣﯽ زﻧﺪ…!ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ…ﺑﺎ ﻣﻦ….ﺑﺪون ﻣﻦ…!
دﯾﺮوز ﮔﺮﭼﻪ ﺳﺨﺖ…اﻣﺮوز ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ…ﻃﻮري ﻧﻤﯽ ﺷﻮد…ﻓﺮدا ﺑﺪون ﻣﻦ…”!

کانال تلگرام کافی نت سایه روشن یزد

قسمتی از رمان اسطوره نوشته پگاه (کاربر انجمن نودهشتیا)
زﯾﺮ ﺑﺎران…زﯾﺮ ﺷﻼق ﻫﺎي ﺑﯽ اﻣﺎن ﺑﻬﺎره اش…

اﯾﺴﺘﺎدم و ﭼﺸﻢ دوﺧﺘﻢ ﺑﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﻬﺎي رﻧﮕﺎرﻧﮓ و ﺳﺮﻧﺸﯿﻦ ﻫﺎي از دﻧﯿﺎ ﺑﯽ ﺧﺒﺮﺷﺎن…!

دﺳﺘﻢ را ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻨﺪ ﮐﺮدم ﮐﻪ ﻣﺒﺎدا ﺑﯿﻔﺘﻢ و ﺑﯿﺶ از اﯾﻦ ﺧﺮد ﺷﻮم…ﺑﯿﺶ از اﯾﻦ ﻟﻪ ﺷﻮم…ﺑﯿﺶ از اﯾﻦ ﺧﺮاب ﺷﻮم…!

ﺻﺪاي ﺑﻮق ﻣﺎﺷﯿﻨﻬﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﻮﻫﺎن…ﯾﺎ ﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﺗﯿﻎ….! ﯾﺎ ﻧﻪ از آن ﺑﺪﺗﺮ…ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﺷﻤﯿﺸﯿﺮ زﻫﺮآﻟﻮد…!

روﺣﻢ را ﺧﺮاش ﻣﯿﺪادﻧﺪ.ﺳﺮم را ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ دﺳﺘﻢ ﺑﻨﺪ ﺑﻮد و ﻧﻤﯽ داﻧﺴﺘﻢ ﮐﺠﺎﺳﺖ…ﺗﮑﯿﻪ دادم…!

آب از ﻓﺮق ﺳﺮم راه ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ…از ﺗﯿﻐﻪ ﺑﯿﻨﯽ ام ﻓﺮو ﻣﯽ ﭼﮑﯿﺪ و ﺗﺎ زﯾﺮ ﭼﺎﻧﻪ ام راﻫﺶ را ﺑﺎز ﻣﯽ ﮐﺮد…!

از آن ﺑﻪ ﺑﻌﺪش را…ﻧﻤﯽ داﻧﻢ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ رﻓﺖ…!ﻫﻤﻬﻤﻪ اوج ﮔﺮﻓﺖ…دﻫﺎﻧﻢ ﮔﺲ ﺷﺪ…ﻋﺪﺳﯽ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺳﻮﺧﺖ…

ﮔﻠﻮﯾﻢ آﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ…ﺧﺸﮑﯽ ﮔﺮدﻧﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﺪ…اﻣﺎ ﺳﺮ ﭼﺮﺧﺎﻧﺪم و دﯾﺪم ﮐﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺳﯿﺎه اﯾﺴﺘﺎد…ﺳﯿﺎه ﺑﻮد دﯾﮕﺮ…ﻧﺒﻮد؟

ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ…ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎورم ﺷﻮد…ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺧﺎﻃﺮه اﯾﻦ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺳﯿﺎه ﺗﺎ اﺑﺪ در ذﻫﻨﻢ ﺣﮏ ﺷﻮد…

اﻣﺎ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻢ…درش ﮐﻪ ﺑﺎز ﺷﺪ ﺗﺎب ﻧﯿﺎوردم….ﮐﺎﻣﻞ ﭼﺮﺧﯿﺪم…ﭘﺸﺖ ﺳﺮم را ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎه ﮐﺬاﯾﯽ ﭼﺴﺒﺎﻧﺪم….

ﻟﺮزش ﻓﮑﻢ را ﺣﺲ ﻣﯽ ﮐﺮدم…ﺣﺎﻻ…ﯾﺎ از ﮔﺮﯾﻪ و ﺑﻐﺾ…و ﯾﺎ از ﺧﯿﺴﯽ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎ و ﺳﺮﻣﺎي ﻓﺮوردﯾﻦ ﻣﺎه…!

دﺳﺘﺎﻧﻢ را ﺑﻐﻞ ﮔﺮﻓﺘﻢ و ﭼﺸﻢ ﺑﺴﺘﻢ…ﭼﺸﻢ ﺑﺴﺘﻢ روي ﻫﻤﻪ زﺷﺘﯿﻬﺎي اﯾﻦ دﻧﯿﺎ…روي اﯾﻦ دﻧﯿﺎ…!

ﭘﺎﯾﺎن ﺧﻂ…ﺧﻂ ﭘﺎﯾﺎن….ﻫﻤﺎﻧﮑﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ آﺧﺮ زﻧﺪﮔﯽ ﺳﺖ…ﻫﻤﺎن ﺗﻠﺨﯽ دردﻧﺎﮐﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﺎورش ﮐﻨﺪ…

ﻫﻤﺎن ﺳﻮت دﻗﯿﻘﻪ ﻧﻮد…اﯾﻨﺠﺎﺳﺖ…! ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ…درﺳﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ اﯾﺴﺘﺎده ام…! ﻣﯽ داﻧﯽ ﭼﺮا؟

ﭼﻮن اﻣﺮوز اﺳﻄﻮره ﻣُﺮد…!!! اﺳﻄﻮره ﻣﻦ…ﻣَﺮد ﻣﻦ…ُﻣﺮد!***ﺗﺒﺴﻢ ﻧﯿﺸﮕﻮن آﻫﺴﺘﻪ اي از دﺳﺘﻢ ﮔﺮﻓﺖ و ﮔﻔﺖ:-

ﯾﻪ ﺟﻮري ﺣﺮف ﻣﯽ زﻧﯽ اﻧﮕﺎر ﻣﻦ ﺷﺮاﯾﻄﺖ رو ﻧﻤﯽ دوﻧﻢ.ﺧﺐ ﺑﺎ اﯾﻦ وﺿﻌﯿﺖ اوﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﮐﺎر اﺣﺘﯿﺎج داره ﺗﻮﯾﯽ…

ﻧﻪ ﻣﻦ!ﺗﻌﺎرف ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎت ﻧﺪارم….ﺑﺎﻻﺧﺮه ﯾﻪ ﮐﺎري ﻫﻢ واﺳﻪ ﻣﻦ ﭘﯿﺪا ﻣﯿﺸﻪ.ﺳﺮم را ﭘﺎﯾﯿﻦ اﻧﺪاﺧﺘﻢ.-ﻣﺸﮑﻞ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ…

ﻣﯽ دوﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺗﻮ اون ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺎر ﮐﻨﻢ.اه ﻏﻠﯿﻈﯽ ﮔﻔﺖ و ﺑﺎزوﯾﻢ را ﻓﺸﺎر داد.-واﻗﻌﺎ ﺑﺎ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻗﺮض و ﻗﺴﻄﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻻ آوردﯾﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ ﭼﯿﺰا ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯽ؟

ﺗﻮ ﭼﺮا ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﺷﺎداب؟ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ دﯾﮕﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ از اﯾﻦ ﻧﻤﯿﮑﺸﻪ.اﮔﻪ زﺑﻮﻧﻢ ﻻل ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ اﯾﻨﻬﻤﻪ ﻓﺸﺎر روﺣﯽ و ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮش ﺑﯿﺎد ﺗﻮ ﭼﯿﮑﺎر ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟

ﻫﺎ؟دﻟﻢ آﺷﻮب ﺷﺪ…ﺑﻬﻢ ﺧﻮرد…از اﯾﻦ ﺗﺮس ﻣﻮذي و ﮐﺸﻨﺪه.-ﻣﯽ دوﻧﻢ ﺳﺨﺘﺘﻪ…ﻣﯽ دوﻧﻢ اﯾﻦ ﮐﺎر ﭼﻘﺪر واﺳﺖ ﻋﺬاب آوره.

وﻟﯽ اﻧﺘﺨﺎب دﯾﮕﻪ اي ﻧﺪاري.ﺗﻮ ﻫﻨﻮز داﻧﺸﺠﻮﯾﯽ.ﻣﺪرﮐﺖ رو ﻫﻮاﺳﺖ.ﺳﺎﺑﻘﻪ ﮐﺎرﺗﻢ ﮐﻪ ﺻﻔﺮه.

ﺑﻪ ﺧﺪا ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﺸﯽ ﮔﺮي رو ﻫﻢ ﻫﯿﭻ ﺟﺎ ﭘﯿﺪا ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯽ.ﺗﺎزه ﻫﻤﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﺣﺴﺎب آﺷﻨﺎﯾﯽ و رﻓﺎﻗﺖ دارن ﺑﻬﺖ ﻣﯽ دن.

آه ﮐﺸﯿﺪم..ﻓﺸﺎر دﺳﺘﺶ را ﮐﻤﺘﺮ ﮐﺮد.- ﺑﻪ اﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻧﯿﻤﻪ وﻗﺘﻪ..ﻫﻢ درﺳﺖ رو ﻣﯽ ﺧﻮﻧﯽ ﻫﻢ ﯾﻪ ﮐﻤﮏ ﺧﺮﺟﯽ واﺳﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﯽ.

ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ…ﺑﻪ ﺷﺎدي…ﺑﻪ ﺧﻮدت ﮐﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﻟﻪ ﻣﯽ ﺧﻮاي ﯾﻪ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺑﺨﺮي و ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ…

ﻧﻔﺲ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﮐﺸﯿﺪم و ﮔﻔﺘﻢ:-ﺗﻮ درد ﻣﻨﻮ ﻧﻤﯽ دوﻧﯽ…ﻧﻤﯽ دوﻧﯽ…دﺳﺘﻢ را رﻫﺎ ﮐﺮد…


 

برای خواندن ادامه رمان اسطوره نوشته پگاه آن را همین حالا با فرمت pdf دانلود کنید :

pdf_downlaod  دانلود رمان اسطوره نوشته پگاه با لینک مستقیم با حجم ۸٫۵۹ مگابایت

 

کانال تلگرام کافی نت سایه روشن یزد

کافی نت سایه روشن یزد

در cloob.com به اشتراک بگذارید داغ کن - کلوب دات کام
  1. بهار می‌گه:

    با سلام خدمت نويسنده گرامي… واقعا خسته نباشيد🌹🌹
    اين رمان بي نظير بود ، من رمان زياد ميخونم ولي اين يكي
    يه چيز ديگس .. موقع خوندن با تموم وجود حسش ميكردي
    فوق العاده بود👏👏👏💐💐💐

  2. طراحی چهره می‌گه:

    خسته نباشید ممنون به خاطر این مطالب زیبا

  3. محمد می‌گه:

    رمانای‌امروزی‌واقعا ابکی و لوس و حوصله سر بر هستن
    ولی اگه واقعا دنبال داستانی هستین که بتونه جذبه کنه جوری که شده ده بارم شده داستانشو بخونید رمان اسطوره فوق العادس

  4. فاطمه می‌گه:

    اسطوره برای من یک کتاب نیست
    من با این کتاب زندگی کردم تک تک حرفاش و با تمام وجود حس کردم
    اون روزی که داشتم از تنها عشق زندگیم برای همیشه جدا میشدم فقط یه جمله بهم گفت
    تو از من یه اسطوره تو ذهنت ساختی،یه بت،بتی که دیگه الان شکسته و امیدی به ساخته شدنه دوبارش نیست
    همیشه فکر میکردم اینجور حرفا همش دروغه و برای توی فیلما و رماناست
    اما اونروز با تمام وجودم حسش کردم…
    خیلی سخته
    امیدوارم هیچ وقت هیچ اسطوره ای تو دنیا پیش معشوقش نشکنه
    ولی سعی کنید هیچ وقت از هیچ آدمی تو ذهنتون بت نسازید
    به خود خدا تکیه کنید
    تنها کسی که هیچ وقت پشتتون و خالی نمیکنه
    تنها اسطوره ای که هیچ وقت نمیشکنه…

  5. خرید داک امپ می‌گه:

    سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست اندرکاران وبسایت به این خوبی سپاسگزارم

  6. مهدی می‌گه:

    این رمان فقط دانلودیه یا تو کتابفروشیا هم پیدا میشه؟؟

  7. faran می‌گه:

    برترين و قوي ترين رماني كه خوندم
    نزديكِ ٣٠ بار خوندمش ديالوگ عاشر حفظم
    ولي هرچي بخونم برام تازگي و جذابيت داره
    واقعا شاهكاره تو رمان هاي مجازي

  8. navid می‌گه:

    کتاب بسیار بسیار زیبایی بود اما یادتون نره ما رمان میخونیم که ارامش بگیریم که درد هامون یادمون بره نه این که داغ دلمون تازه بشه منظورم این نیست که رمان نباید هیچ تکه بدی نداشته باشه منظورم این نیست که باید سراسر خوشی باشه غم داشته باشه اما فقط در خود داستان من در طول خوندن این رمان تا نزدیک گریه پیش رفتم و در پایان به جای این که احساس ارامش کنم اعصابم خورد شده بود رمان هایی داریم مثل رمان در همسایگی گودزیلا که در طول خوندنش خنده به روی لبم میاورد و جاهایی بود که اخم روی صورتم خود نمایی میکرد اما نه در حدی گه بغض کنم و در پایان نمیخوام که منظور من رو اشتباه برداشت کنید این کتاب بی نظیر بود و من دست نویسنده رو می‌بوسم بخواطر این قلم گیراشون فقط کاش یه کم از شدت غم کتاب کم میکرد و بجاش طنز و شادی اضافه میکرد باز هم ممنون به امید کتاب های آینده

  9. هدیه می‌گه:

    عالیییی واقعا عااااالییییی بود تصویر سازس، موضوع متفاوتی که داره و برعکس اکثر رمان ها که هدف اصلی نویسنده رسوندن دو نفر به هم هست اسطوره اهداف قوی تری داره مثل همبستگی، عشق به وطن، روح ها و جون هایی که برای این خاک قربانی شده و هیچ کس تاحالا نتونسته بود انقدر زیبا و روان به تصویر بکشه همراه با داستان که خواننده نگه خب که چی؟! بدون شک بهترین رمانی بود که خوندم

  10. مریم می‌گه:

    من هیچ وقت رمان ایرانی نمیخوندم و همیشه معتقد بودم رمانای ایرانی ارزش خوندن ندارن اما این رمان بهترین رمانی بود که خوندم و با افتخار میگم کرد یعنی غیرت یعنی مردانگی یعنی ناموس پرستی از این که کرد هستم به خودم میبالم باعث شد تا خیلی ها ما کرد ها رو بهتر بشناسن. نویسنده کتاب هر کسی که هستی ممنونم…..

  11. نسیم می‌گه:

    درکل رمان بد نبود اما این دختر مقید چطور باهاش میرفت اینور اونور و خانوادش چطور اجازه دادن در واقعیت اجازه نمیدن شخصی ک این سرگذشت رو داشته ودرعذابه متجاوز نمیشه کسی ک ناموس پرست حتی درصورت خواست اون دست درازی نمیکنه با وجود سعی ک خیالی نباشه ولی بازهم دور از واقعیت بود

  12. مهتاب می‌گه:

    سلام و با عرض خسته نباشید.تمام رمان اسطوره زندگی واقعی برخی از ما ایرانی ها رو بیان میکنه.اما رمان گناهکار بخشی هایی از اون واقعی و بقیه ان بر اساس تخیلات ذهن نویسنده اس.با تشکر

  13. مهتاب می‌گه:

    با سلام خسته نباشید.تمام رمان اسطوره زندگی واقعی خیلی از ایرانی ها رو بیان میکنه ولی رمان گناهکار بخش هایی از اون واقعی و بقیه اون بر اساس تخیلات ذهن نویسنده اس.

  14. fatemeh می‌گه:

    پگاهه جان عزیزم موضوع رمانت عالیهههههههههه
    خیلی قشنگه من دفه سوممه که دارم این رمان رو یخوام و هر بار که میخوونمم برام جدیده
    راستی من یه رمان دارم مینویسم که اولین رمانم است و خیلی میخوام نظر نویشنده های خوبی مثل شما رو در موردش بدونم
    ممنون میشم بهش سر بزنین
    اسمش هم “سرنوشت شوم من” توی سایت کافه قلم دارم مینویسمش!!!!!

  15. Nazi می‌گه:

    سلام بنظرمن بایداین رمان حتماچاپ بشه من کل احساساتم به چالش کشیده شدکلمه عالی واسه ی وصفش واقعاکمه

  16. مریم می‌گه:

    واقعاااا عالی بودددددددد

  17. مهساعلي ياري می‌گه:

    عاي و فوق العاده براي يه لحظه اشه فك نكنم كسي باشه با به بار خوندن سير شه خيلي قلمت عاليه پگاه عزيزم خيلي فوق العاده اي حيفه ديده نشي

  18. NELL می‌گه:

    سلام رمان اسطوره واقعا عالی بود من ۴ بار خوندم اصلا قابل مقایسه با هیچ رمانی نیست به نظر من رمان اسطوره رو میشه به کسی پیشنهاد کرد که واقعا رمان خون باشه که کامل بتونه درک کنه و متوجه تفاوت هاش با سایر رمان ها بشه
    از این رمان از تک تک شخصیتهاش میشه یه درس گرفت خیلی خیلی عاااااااااالی بود ممنون از نویسنده محترمش
    رمان زهر تاوان هم از همین نویسنده فوق العاده قشنگه و رمان دالان بهشت از نازی صفوی محشره

  19. Samaneh_zareii می‌گه:

    من یه لیست از بهترین رمان های سایت ۹۸یا رو خوندم،و با اطمینان میتونم بگم رمانی بهتر از این رمان پیدا نکردم و چندبار خوندمش،خوشحال کیشم رمانیو در همین سطح پیدا کنم و بخونم اما پیدا نکردم تا حالا،این رمان کاملا واقعی و احساسی و دور از توهمات بچه گانه س،خیلی این رمانو قبول دارم

  20. پریزاد می‌گه:

    این رمان فوق العاده بود.به نویسنده عزیز تبریک میگم بابت این نگارش و قلم عالی.پارسال هم یه بار خوندمش ولی اینقدر زیبانوشته شده که برای بار دوم هم لذت بخش بود.حتما حتما بخونین.اصلا قابل مقایسه با رمانهای دیگه نبود.از هر لحاظ محشره.

  21. رها 1377 می‌گه:

    سلام رمانمتون عالی بود رمان شما و گناهکار جز بهترین رمان هایی بودن ک تاحالا خونده بودم دست مریزاد

  22. نسترن می‌گه:

    سلام اول بگم که من توی انتخاب رمان بسیار سخت سلیقه هستم ولی باید بابت قلم فوق العاده و روونتون بهتون تبریک بگم.رمان واقعا منو درگیر کرد و بسیار به دلم نشست. طرز روایت بسیار زیبا وسیر داستان بسیار باورپذیربود جوری که تغییر شخصیت ها در سیر داستان اصلا توی ذوق نمیزد و بسیار باورپذیر بود مقایسه این رمان با گناهکار بسیار برام عجیبه چون اون داستان به هیچوجه برای من قابل باور نبود. داستانهای دیگه خانم پگاه چی هستن؟

  23. فائزه می‌گه:

    یعنی هر کی این رمان رو بخونه پشیمون نمیشه. عالیه عالی… یکی از بهتریناست واقعا. قلم روان و جذاب و توصیفات به جا و انتقال احساس … همه و همه عالی… خط سیرش هم خیلی قشنگه

  24. مریم می‌گه:

    این رمان واقعا عالیه. هر چی میخونمش خسته نمیشم و هم چنان برام جذابه. ممنون از پگاه عزیز

  25. faty می‌گه:

    رمان اسطوره عالی نیست فوق العادس بینظیره من به شخصه پنج سال میشه که دارم رمان هارو برپایه ی محتوا و قلم توصیفشون میخونم واقعا هیچ رمانی به اندازه ی این رمان عالی نیست پر از حس های خوبی مانند از خودگذشتی وطن پرستی غیرت و خیلی چیزای خوب که ادم رو به وجد میاره این رمان محتوای فوق العاده ای داره که تقریبا میشه گفت هیچ نویسنده ای به این موضوع نپرداخته موضوعی جدید عالی و اینکه واقعا مثل اسمش این رمان اسطورس عالیییی…

  26. مهتا می‌گه:

    رمام خیلی قشنگیه از خوندنش پشیمون نشدم .توصیه میکنم رمان های آقای مودب پور رو هم بخونیم درسته غمگین هستن ولی خیلی قشنگن .رمان اسطوره هم یکی از رمان هایی هس که خیلی خیلی دوسش دارم موفق باشین پگاه جان

  27. مهشید می‌گه:

    من همین الان تمام کردم این رمان بی نظیرو .عالیه واقعا عالی .خیلی اشک ریختم خیلی .
    دم تمام غیور مردای کشورم گرم که رفتن خون و جونشو دادن تا الان من راحت توی تختم گوشی بدست تو هوای وطنم نفس بکشم و زندگی کنم و رمانمو بخونم .دستت تک تک شونو میبوسم .درود ب مردای پاک و با غیرتای وطنم از جمله بابام ک جانبازه .افتخار زندگیمی
    مرسی پگاه جان بخاطر رمان بینظیرت .مرسیییییییییی

  28. علی می‌گه:

    سلام باید بگم که عالی بود عالی
    خیلی به واقعیت نزدیک بود .مثل بقیه رمانها اغراق وتوهم توش نبود.رمان گناهکار وگندم رو خوندم ،اونا جلو این رمان لنگ میندازن

  29. Schahzade می‌گه:

    آخه دخترا چرا از روی احساساتتون نظر میدین-_- اخه خیلی بده انقدر زود احساساتی میشین و اوکی رو میدین هر رمانی که رفتم بخونم ننوشته بودن بد :/// اخه چه وضعشه یکم از روی عقل و منطق بگین
    من تز رمان گناهکار ، شفق ،ریما ، پرتمنا ، تمنا برای نفس کشیدن ، قرار نبود و… اکثر بدم اومدن و قشنگ نبودن بنظر من
    بگم اونایی که خوشم اومد بخونین اگه نخونین از دستتون رفته شایدم خونده باشین : یاسمین ، حصارتنهایی من ، ازدواج اجباری فوق العاده هستن
    دیگه رمانا خیلی تکراری و خسته کننده شدن که خوابم میگیره
    انگاری از روی هم تقلید میکنن!

  30. zahra می‌گه:

    خیییییییلی عالیه واقعن فوق العادس من چهار بار این رمانو خوندم و ار بار از خوندنش منصرف نشدم پیشنهاد میکنم بخونینش 😍😍😍😍❤❤❤❤💋

  31. به فرین می‌گه:

    قلمتون پایدار خانم پگاه عزیز
    از رمانتون لذت بردم،خیال و توهم توش نبود،من خودم کردم و میدونم که حقیقت گذشته رو به قلم کشیدی.موفق باشین خانم

  32. Aylin می‌گه:

    من خیلی رمان خوندم
    ولی اسطوره چنان تاثیری رو دیدگاهم گذاشت که بعید میدونم رمان دیگه ای بتونه اینقد روم تاثیر بذاره
    فوق العاده بود
    الان هر چی رمان میخونم با اسطوره مقایسش میکنم و برام بی مفهوم میشن
    این رمان از هر لحاظ عالیه
    من سه بار خوندمش ولی هنوز ازش خسته نشدم
    ممنون از قلم و دیدگاه و ذهن خلاق و پرشور نویسندش
    عالی به تمام معنا بود
    متشکرم

    • فائقه می‌گه:

      سلام دوست عزیز.از نظر من رماه های دیگه ایشون هم بخونید مثل زهرتاوان و علی الخصوص شاه شطرنج.درسته که میهن پرستی توی اینها مثل اسطوره وجود نداره ولی بازم حرفی واسه گفتن داره.در رمان اسطوره میهن پرستی موج میزند.در شاه شطرنج خداپرستی و در زهرتاوان انتقام جویی

  33. زهرا می‌گه:

    سلام خدمت دوستان، تعریف این رمان خیلی خیلی شنیدم و دوست داشتم دانلودش کنم که بعد از دانلود که الان تا وسط هاش رسیدم اصلا واسم جالب نبود به نظر من خیلی هم کسل کننده است که خیلی صحفه هاش و دیگه همینجوری رد میکنم ، که الان امدم ببینم چرا انقد تعریف کردن از این رمان،یه نقدی دیگه هم که دارم اینه از نویسنده های محترم خواهش میکنم انقد دخترهای داستان ها رو احساساتی و ساده که زود جلوی پسرا وا میدن نشون ندن چونکه همین رمان ها رو دخترهای کم و سن سال تاثیر زیادی دارن و تو واقعیت هم همینجوری برخورد میکنن. بازم مرسی ممنونم

  34. فائقه می‌گه:

    سلام به همگی می خواستم یه خسته نباشید جانانه به نویسنده رمان فوق العاده اسطوره بگم. کلا رمان ایرانی نمیخوندم ولی دوستم رمان گناهکار رو پیشنهاد کرد و بعد از خوندن گناهکار فهمیدم که قبلا تصمیم درسته گرفته بودم که رمانهای ایرانی نمیخوندم.واقعا مزخرف بود و پر بود از صحنه های شهوت پرستی.کاملا پوچ و توخالی ولی بعدش تصمیم گرفتم این رمان رو بخونم که از نظرم این رمان کمی مشکل داشت ولی واقعا فک نمیکردم همچین نویسنده هایی توی ایران داشته باشیم.خیلی قلم خوبی دارن ایشون.بازم میگم یه صحنه هایی اقرار داشت ولی کلا خوب بود و من کلا از این رمان های میهن پرستی خیلی خوشم میاد.این که میگم مشکل داشت صرفا بخاطر این هستش که من رمان های خارجی زیادی خوندم و روی هوا این حرفو نمیزنم و فقط بخاطر پیشرفت نویسنده میگم.امیدوارم به کسی برنخوره.

  35. نینا می‌گه:

    سلام دوستان رمان اسطوره رو خوندم واقعا محشششسرررره تا الانم به همکارا و دوستانم پیشنهاد دادم بخوننش.عالی بود پگاه جون واقعا همه چیزش عالی بود عشقش غمش و …همه و همه ملموس بود و به دل مینشست.دست مریزاد پگاه عزیز

  36. عطی می‌گه:

    نویسنده رمان اسطوره کیه؟

  37. مهسا می‌گه:

    یکی از بهترین رمان هایی که خوندم اسطوره بود نویسندش قلم زیبایی داشته و اصلا لوس نبوده.بعضی جاهاش از ته دلم خندیدم و بعضی جاهاش اشک ریختم به نظرم فوق العاده بودمن دوبار خوندمش وبار دیگه هم مطمئنم اگه بخونم برام جذابه کاش بتونم یه رمان خوب مثل اسطوره پیدا کنم.متشکرم پگاه جان بابت رمان زیباتون

  38. Nazanin می‌گه:

    Yeki az behtarin romanas ke khundam harf nadare 😍😍😍

  39. زهرا می‌گه:

    سلام یه سوال…..
    چرا تو رمانهای ایرانی باید حتما شخصیت مرد قصه عصبی و بد اخلاق باشه؟حتی تو رمان اسطوره هم که از هر نظر خوب بود این ایراد به چشم میومد .واقعا نمیشه با یه شخصیت مرد خوب و مهربون پیش بره؟؟؟؟؟

  40. محمد می‌گه:

    ازدوستان میخوام چند تا رمان جذاب و عاشقانه معرفی کنن خیلی ممنون و متشکر

  41. 😊 می‌گه:

    میشه یکی یه رمان بهم معرفی کنه تو مایه های اسطوره ک بیخود وچرتوپرت نباشه

  42. Maede می‌گه:

    من اگه قرار باشه ب یکی یه رمان معرفی کنم حتما اسطوره رو میگم😊 چون مث خیلی رمانای دیگه بیخود نیس معلومه ک یه هدفی داره😊😊
    اگه بخونین هیچوقت پشیمون نمیشین😉

  43. lishk می‌گه:

    خیلی رمانه قشنگیه رمان های دیگه ی این نویسنده همشون قشنگن اما اسطوره یه چیز دیگس

  44. ساحل می‌گه:

    این رمان اولین رمان من بود چون همه رمانا خیلی مسخرس فقط به درد بچه های ۱۱ساله میخوره ولی این رمان منو دیووونه کرد هر کی نخونه ضرر کرده

  45. سمیرا می‌گه:

    من هنوز نخوندمش ولی حسم میگه قشنگه با این همه تعریف

  46. زهرا می‌گه:

    عالی بود خیلی خوبو پخته نوشته شده لوسبازی توش نیس ک حوصله ادم سر بره موضوعشم جدیدبود خیلی خوب کوردا رو توصیف کردی دمت گرم پگاه جون قلمت عالیه.بژی کورد

  47. lana می‌گه:

    چطور میشه نویسنده کتاب پیدا کرد
    لطفا جواب بدین

  48. ALI می‌گه:

    نزدیک۱۰۰تارمان خوندم اماهمش۲۰تا۳۰تاشودوست داشتم که اسطوره اولیشه چون بقیه رمانایی که خوندم زیادی دورازواقعیت بودمثلاازدواج های صوری که به هربهانه ای گرفته میشدمثل رمان قرارنبودوعشق به توان۶و… .امااین رمان فرق داشت هم باش گریه میکردم هم میخندیدم.عاااااالی بود

  49. سجاد می‌گه:

    من كلا تو عمرم ٤ ، ٥ تا از اين رماناي آبكي عاشقانه كه دخترا ميخونن خوندم اونم از سر بيكاري بوده و به نظرم دخترا نبايد بنويسن اصلا !!!
    ولي اين رمان فرق داره اين يكي از بهترين كتاب هاييه كه خوندم واقعا فوق العادس ! هر كي نخونه ضرر كرده ، هم اجتماعي ، هم عاشقانه ، هم گريه دار (واسه خانوما البته ) يه جاهايي هم خنده دار.
    چندتا از دوستان و فاميلام رمان نويسن به همشون گفتم اين كتاب رو بخونن ياد بگيرن نوشتنو 🙂

  50. marzieh piry می‌گه:

    وااااای چقد،تعریف کردین از این رمان
    پیشنهاد،دوستم بود ک این رمان رو بخونم
    حالا ک کامنتای بقیه رو دیدم مشتاق تر،شدم برا خوندنش😍😍

  51. فروزان می‌گه:

    سلام.فوق العاده ترین رمانی بود که خوندم و تاثیر مثبت گذاشت،طوری که فهمیدم دردای من هیچه….تبریک میگم بهتون پگاه خانم.

  52. Rojin می‌گه:

    واااااااااااااای من واقعا دیوونه این رمان شدم در حدی که خودمو داخل داستان حس میکردم طوری که زندگی و دردای خودمو فراموش کردم واقعا ممنونم
    ای کاش این رمان فصل دومم داشت یعنی میشه؟

  53. من می‌گه:

    ووووای این رمان بی نظیر
    واقعا آفرین به شما پگاه جان
    نویسنده هایی مثل شما که میتونن واقعیت را با تخیل درآمیزند و اینچنین زیبا اتفاقات رو به قلم بکشند باید به همه ایران معرفی بشوند
    احسنت به شما

  54. Nazy می‌گه:

    باسلام من نمیخوام بگم رمان بدی بود ول علی رغم تعریفای زیادی که شما ودوستام کردید برای من کسل کننده بود راستش من رمانهای خیلی قشنگ تر ازاین هم خوندم البته اینم بگم که شاید ایراد ازخودم بوده باشه که به احتمال زیاد همینه چون من جزو اقلیت هایی هستم که ازاین رمان خوشم نیومده و برام کسالت آور بوده ولی بازم مرسی پگاه جون

  55. مریم می‌گه:

    سلام
    اول اعتراف میکنم عاشق همه ی کردای شجاع وغیرتیه کشورم هستم
    بیش از۲۰۰۰رمان خوندم
    واین کتاب جز بهترینهایی بود که چندین مرتبه خوندم وهربار اشک ریختم ومتاثر شدم خیلی زیبا وقشنگ وبدون کلیشه واغراق نوشته شده
    شخصیت دایی عالیه یه اسطوره ی زنده که همه مریدش میشن
    فقط یکم دلم برادیاکو میسوزه چقدردنیا نسبت بهش بیرحمه واون چقدرسخاوت مندانه همه خوبی ها روبرادیگران میخوان کاش لااقل توزندگی زناشوییش بادخترداییش دیگه همسرش باهاش اون رفتارو نمیکرد
    چقدرحرف زد
    ممنون پگاه جان
    کردنیسم اصفهانیم ولی زنده باد همه ی کردای خوب کشورم حتی اونایی که توعراق وترکیه ان ….پژی کورد …درست گفتم

  56. f.s.m می‌گه:

    عالی بود رمان.
    اول و وسطش خیلی عالی بود ولی اخرش زیاد جالب نبود.
    من واسه هیچ رمانی اشک نریختم نه اینکه سنگ دل باشم نه ولی جلوی خودم رو میگرفتم ولی با خوندن این رمان اشکم در اومد ولی در عوضش خندم هم.میگرفت
    هرکی رمان های خوب دوست داره و دنبالش هست همین رمان را بخونه عالی.
    شک نکنید

  57. گرگ شب می‌گه:

    با سلام به پگاه عزیز و گرامی بابت رمان قشنگت ازت تشکر میکنم اما رمانت چندتا نکات منفی هم داشت من خودمو در حدی نمی بینم که از کسی ایراد بگیرم ولی دوس داشتم نقدمو به شما پگاه عزیز بگم ایراد اول داستانت این بود که حق شاداب این نبود که با دانیار ازدواج کنه دختر ساده و پاکی مثل شاداب نباید با ادمی غد و ازخودراضی مثل دانیار که همه رو ریز و کوچیک میبینه و با هزارتا دختر رابطه داشته ازدواج میکرد شما همیشه توی داستانتون مثل اسطوره و زهرتاوان سعی دارید مردهای هوسباز رو ادمای بالا وخوب و باتمدنی نشون بدید در داستان احساس میشه که دانیار از سر دلسوزی با شاداب ازدواج کرد علاوه بر اون دانیار شخصیتی بود که سعی داشت مشکلات زندگیش رو با تحقیر دیگران رفع کنه تا جایی حتی به برادر خودش دیاکو هم توهین کرد و گفت که تو برادرم نیستی به نظر من دانیار یه اسطوره نبود و اسطوره های واقعی داستان شما دیاکو وشاداب و دایی هستن به خصوص شاداب که دختر خودساخته و محکمی بود و دختری بود از جنس مشکلات جامعه و اینکه با دانیار ازدواج کرد و استقلال مالیشو از دست داد اصلا جالب نبود کاش شاداب داستانتون تا اخر داستا این استقلال رو حفظ میکرد

  58. marjaan می‌گه:

    سلام…چقد خووب بود چقد قشنگ بود…تو عمرم انقد گریه نکرده بودم حتما بخونید…بیشترش درد مردمه من خیلیا رو میشناسم که مثل دیاکو و دانیار هستن،خسته نباشید به نویسنده خوبش عاااالی بود….

  59. بهاره می‌گه:

    خوش به حالت پگاه که میتونی انقد قشنگ بنویسی…خیلی خیلی رمان قشنگییییی بود

    • anna می‌گه:

      در پاسخ به بهاره.
      سلام.برا منم فقط نقطه میاد .نوشته ها نمیاد . برنامم هم کاملا درسته .چون چیزای دیگه‌رو بدون مشکل باز میکنه .چجوریاس پس؟

      پاسخ مدیر سایت :
      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      درپاسخ به شما باید عرض کنم که لینک دانلود و فایل pdf مجددا تست شد و مشکلی نداره
      به نظر شما اینایی که دانلود کردن و خوندن و درموردش نظر دادن(که میبینی تعدادشونم کم نیست) اون نقطه هایی که شما میگی رو خوندن ؟؟
      شک نکنید که مشکل از فایل پی دی اف نیست و مشکل از سیستم یا Pdf Reader شماست

      موفق باشید
      یا علی

  60. نفیسه می‌گه:

    به نظرمن اونقدرا هم که تعریف می کنید تعریف کردنی نیستا.همش غم،فقط اشک آدمو در میاره.شخصیت شادابم خیلی بدبخت نشون داده.دوستان عزیز رمان درهمسایگی گودزیلا رو بخونید ، باحاله

  61. Mobina می‌گه:

    عاليييي بود اين رمان عاليه هرچي بگم كمه
    تاحالا همچين رماني نخونده بودم قشنگ ترين رمااانه
    دست نويسندش درد نكنه واقعا عالي بود محشره

  62. Nazanin می‌گه:

    هیچ کلمه ای برای توصیف زیبایی این رمان وجودندارههههههههههه

  63. نورا می‌گه:

    س مرسی حالا می تونم راحت حقیقت روبگم سبک نوشتاریتون خوب بود ولی تنوع شخصیت نداشت طرح یا هسته ی داستانی که شما نوشتین خیلی ساده وابتدایی بود یعنی من به عنوان یه خواننده فقط فهمیدم شاداب قهرمان داستان فقط هدفش عشقی که به دوبرادر داره ودر فصل دو متاسفانه فقط بیشتر درمورد شاداب ودانیار من بیشتر از نظر خودم می گم بیشتر رمانهایی که مردهاش این شکلی مثل دانیارن یعنی زنها رو دست کم می گیرن وبادخترا درارتباط هستن د هرگز نباید شخصیت احساسی ولطیف شاداب رو اورد چون هرگز بدرد رمان نمی خوره شاداب باید از روحیه اش سرکش وازاد می بود وهیچ وقت احساسی عمل نمی کرد تا جواب منعت ها ودید کوچگ گرفتن زنها رو با مردانگی خلقش به دانیار می داد توی اکثر رمانها مخصوصارمان تو که به این شکله اول تنفر بهتر بود چون تنفر به همراهش عشق می اره ودراخرهم رمان ازادی بیان زنانه نداشت به طوری که شاداب بخاطره حرف دانیار ازکارش کنارمی کشه واستقلال مالیشو ازدست می ده دانیار دم ازغیرت می زنه وبه شاداب سخت می گیره درحالیکه خودش اصول اخلاقی رورعایت نمی کنه پس چطور میتونه برای این دختر که اینقدر پاک بوده حکم کنه درپایان رمان متوسط رو به بالا بود

  64. الهام می‌گه:

    سلام
    بله رمان خوبیه
    اما….
    سیاه نمایی از جامعه ی ایرانی رو نمی تونم تحمل کنم ما همین الانشم جوونهایی داریم که برا خلاف تیپ و ظاهرشون سرشون بره وطنشون نمیره ناموسشون نمیره مثل کسانی که دارن توی عراق و سوریه می جنگن مثل کسانی که مثل شخصیت دایی یه خاطر دفاع از ناموس توی کوچه های تهران کشته شدن … درسته مشکلات و سختی و گرفتاری هست اما اتفاقات قشنگی هم توی این کشور هروز می افته که توی هیج کشوری نیست…
    به هرحال خوب بود

  65. سحر می‌گه:

    در جواب نگار ن عزیزاصلا خودم رو در حدی نمیدونم ک بخوام شمارو نصیحت کنم اما چون ی سری تجربه های من با شما یکیست خودمو موظف میدونم بهتون بگم آدم تو جریان همین مشکلات بزرگ میشه دنبال تکیه گاه نباش خودت تکیه گاه خودت باش شاید کم بیاری اما دوباره شروع کن همه ی اعتیاد میگن ولی تا تو خونواده نبینن متوجه نمیشن درک نمیکنن اما برای ما کوچکترین مشکل این بوده عزیزم اصلا دنبال ی مرد نباش وقتی خودت دنبالش باشی مطمئن باش ب هیچی نمیرسی خودتو تامین کن و مادرت مطمئن باش خدا یجایی چنان بهت رسیدگی میکنه ک اگه هر لحظه هم شکرش کنی کم میاری.

  66. سحر می‌گه:

    سلام رمانتون عالی بود من از ی سری سبک ها زیاد خوشم نمیاد مثلا ی سری لوس بازی های مزخرف و پایبند نبودن نقش اول قصه ب اعتقادات و…اکثر رمانها دور میگردن سر ی سری مسائل پوچ اما رمان شما درسته خالی از نقص نبود اما عالی بود واینکه طرز زندگی چند خانواده ی متفاوت در هم ادغام شده بود و ی سری درس های اخلاقی مثبت مثل زود قضاوت نکردن در مورد افراد و….کلا خوب بود من با رمان های شما آشنایی ندارم اگر خودتون تونستید ویا اگر دوستان میدونن چند رمان از این نویسنده بهم معرفی کنید.ممنون

  67. نگار.ن می‌گه:

    نمیدونم نویسنده ی این رمان این متن من رو میخونه یا نه امیدوارم بخونه و نمیدونم اونطوری که از فقر و اعتیاد و بی بدری و فشار اجتماعی و عشق حرف زده خودشم تجربشو داشته یا نه. بعیده که دردشو نکشیده باشی و اینهمه واقعی از دردایی که من کشیدم توی زندگیم انقدر واقعی صحبت کنی.. اگر نکشیدی تو یه نویسنده ی واقعی هستی.
    با هر دردی ک ازش نوشتی درد کشیدم و اشک ریختم و قبم رو تیکه باره تر از قبل دیدم. حرف هات نوشته های خیلی به واقعیت نزدیک بود. خیلی لمس شدنی بود.مادرش به مادرم خیلی شبیهه.
    یه جورایی به شاداب حسودیم میشه چون کسی نیست که با این شرایط بزرگ شده باشه و اینهمه غرور و عزت نفس هنوز تو وجودش مونده باشه. جنس زندگی ما مارو تشنه میکنه به محبت. مطمنم اگر جای شاداب بودم یا با التماس و حتی تهدید یا هرچیزی دیاکو رو حفظ میکردم یا همون روز عروسی دیاکو خودم رو میکشم. و یا با غرور با دانیار برخورد نمیکردم و تسلیمش بودم چون بی کسی از هر دردی بدتره.مدام باید نگران باقیمونده هات باشی تا از دستشون ندی.
    من لحظه لحظه درد بابامو دیدم. درد و گریه و جیغ مادرمو دیدم از درد لعنتی اعتیاد ک درمانی جز ارداه خود طرف نداره. شاید قصه ی من از شاداب شما هم غمگین تر باشه چون بابای من از همین درد جونشو از دست داد و من و خواهرو برادرمو توی نوجوونی تنها و مادرمو تا اخر عمرش با بار سنگین مسپولیتش تنها گذاشت.
    شاید قصه ی من غمگین تر باشه چون عشق افسانه ایه من که بعد از فوت بابام به زندگیم وارد شد با اینکه اختلاف سنیمون دقیقا شبیه به شاداب و دیاکو بود ولی اسطوره ی فداکاری و محبت نبود و مثل دیاکو همه چی تمام نبود. من در عین بدبختی گدایی محبت یه مرد غریبه و ناشناس رو کردم و عاشقش شدم چون تنها کسی بود که به ظاهر براش مهم بودم.این اسطوره ی یخی با تابستون سال بعدش اب شدو یک سال احساسمو به بازی گرفت و تو شوق تموم شدن بدبختیام و تنهایی خونوادم خبر عقدشو از زبون خودش شنیدم و عکساشونو تو صفحشون دیدم.
    شاید بدبخت تر باشم چون نجات دهنده ای توی دنیای واقعی نیست. هیچچ مردی توی دنیای واقعی من وجود نداره که دلش به حال من نوزده ساله بسوزه و بهم کار بده و از یه قطره ی اشکم دلش به درد بیاد. توی این دنیا ادما امادن برای سواستفاده و دریدن..دنیایی که ساختی خیلی قشنگع و دردناک اما باز هم یه دنیای خیالیه.. کاملا درک میکنم هرچی ک نوشتی هر درردی ک ازش نوشتی باید یه جا تموم میشد و باید انتهای این قصه قشنگ میشد ولی من امیدی ندارم سرنوشتی مثل شاداب داشته باشم.. دنیای اطراف من وحشی تر ازین حرفاست.
    وقتی میخوندمش لحظه ب لحظه خودمو میدیدم. نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت ازین که انقدر شبیه من بود.. با اعتراف به اینها دخلمو اووردم..امیدوارم کسی که نظرمو میخونه راجبم بد فکر نکنه و نگه زندگیش رو ریخت و رفت.. اینجا تنها جاییه که برای حرف هام و اعتمادم مواخذه نمیشم و کسی با ترحم بهم نگاه نمیکنه..
    کاش بتونم روزی داستان زندگیمو بنویسیم.. کاش زندگی من هم مثل شاداب انتهای خوشی داشته باشه کاش دانیاری ب داد زندگی من و همه ی درمونده های دنیا برسه..
    خیلی حرف زدم ببخشید
    ببخشید که اییییییییییین همه وقت گرفتم ولی خواهش میکنم راجبم قضاوت نکنین..
    PEGAHخیلی دوست دارم ارزوی موفقیت برات میکنم هرچند دردام تازه شد ولی خوشحالم کسی این دردارو میفهمه..
    دوست دار همتون
    نگار

    • مریم می‌گه:

      در پاسخ به نگار.ن.
      عزيزم بابت اتفاقاتی که برات افتاده واقعا متاسفم. امیدوارم همه چی درست بشه.منم خیلی تو زندگیم مشکل دارم.در کنار همه این مشکلات چهار ماه قبل پدر و مادر و خواهر و برادرمو تو يه صانحه رانندگی از دست دادم.الان يه طورایی آواره شدم.فامیلای بابام سعی دارن استقلالمو ازم بگيرن.یکی زورم میکنه ازدواج کن. یکی چشم دوخته به ارثی که برام مونده. از دست دادن همه اعضای خانوادم با هم روحمو برده. خیلی دارم اذیت میشم.با این که ی دختر ۲۲ ساله و دانشجوی پزشکی ام ولی همش میخوان محدودم كنن.تو این بین فقط خاله و داییم حامی منن ولی اونام تا يه حدی.
      من تو این ۴ ماه خیلی اذیت شدم.اطرافیان نمیذارن زندگيمو داشته باشم.هر موقع دلم ميگيره میرم سر خاکشون و تا جون دارم گریه میکنم.
      ولی با این وجود جلوى فامیلا مث کوه وایسادم. نميذارم حق زندگیو ازم بگيرن.توام محکم و قوی باش نگار جون.ايشالا همه چی حل ميشه.

  68. ناشناس می‌گه:

    نمی خوام رمان و بد جلوه بدم ولی اگه دقت کرده باشید تو رماناش هی از خدا بد میگه هی خدارو از چشم میندازه اگه خدا اینطوری بود اگه خدا اونطوری بود یا استغفرالله اگه خدا بودم ما هممون می دونیم که خدا صلاح مارو می دونه ما از خدا که بیشتر نمی دونیم بازم معذرت من نظرمو گفتم

  69. azita می‌گه:

    عالی بود…………عالیییییییییییییییییییییییییییییی

    همین الان تموم کردم

    فقط می تونم بگم بخونیدش……….

  70. فافاطی می‌گه:

    من خوندمش!نمیتونم با کلمه ها بگم چقدرر عالیی بود بهترین رمانی ک تو زندگیم خوندم و مطمئنم قرار نیست هیچ رمانی بهتر از این بخونم..واقعا متفاوت بود انگار ک واقعی بود و واقعیم هس ..واقعا نمیدونم چی بگم ولی یه چیزی اونم اینکه به معنای واقعی کلمه محشر بود محشررر

  71. زهرا می‌گه:

    عااااااالي واقعا ديد ادمو نسبت به اطراف باز ميمكنه

  72. ماجده می‌گه:

    بهترین رمانیه که تا حلا خوندم خیلی خاصه واقعا دم نویسنده اش گرم.عالی بود

  73. فافاطی می‌گه:

    وای من ک دارم میمیرم ک برم این رمانو بخونم!ولی اه امروز نمیتونم آه فردا امتحان دارم و خیلی امتحان سختیه ولی یه جووری ازش تعریف میکنید و از دوستام تعریفشو شنیدم ک دارم بال درمیارم برم بخونم و حتما حتما هم نظرمو میدم بعد از خوندش ولی شک ندارم ک خیلی خوبه چون شنیدم ک در مورد وطن و اینام هس

  74. shaghayegh می‌گه:

    میشه یکی خلاصشو بگه؟

  75. زهرا می‌گه:

    من تو تمام عمرم هیج متنی رو دوبار نخوندم،هیچی حتی کتابهای درسی تو شرایط سخت امتحانی.حتی برگه ی امتحانی رو سر جلسه دوبار نگاه نکردم قبل از تحویل دادن.با هیچ کتابی گریه نکرده بودم.اما این رمان یه چیز دیگست.واقعا تبریک می گم به این نویسنده ی عالی.من این کتاب رو دوبار خوندم و هربار تا می تونستم هم گریه کردم هم خندیدم.تازه برای بار دوم تموم شده ولی خیلی از جاهاش رو برمی گردم و باز می خونم که هیج وقت از ذهنم پاک نشه.مطمئنم که باز هم می خونمش.به تمام دوستام توصیش کردم.شما هم حتما این کتاب روو بخونین.

  76. سحر می‌گه:

    عالی واقعا عالی خیلی قلم پگاه زیباست زیبا و روان,داستانش اصلا کلیشه ای و اغراقی نیست

  77. پناه می‌گه:

    سلاااااام رمانش خیلی قشنگ بود
    میخواستم بگم حتمااااا رمان شرط بندی رو هم بخونين معرکه است.من هرجا نظر میدم میگم این رمانو بخونن.واقعاااا قشنگه

  78. مینا می‌گه:

    بهترین رمانی که درطول عمرم خوندم یه عشق خاص یه عاشق خاص یه زندگی شبیه زندگیای خودمون…. دوست دارم پگااااه

  79. Arezoo می‌گه:

    کاش همه ی دنیا بدونن پگاه چقد فوق العادس…کاش همه ی دنیا بدونن ما اینجا توهمین سرزمینمون کسی رو داریم ک به بهترین شکل ممکن مینویسه و شرح میده و لمس قصه رو راحت میکنه…کاش همه ی دنیا بدونن پگاه یه اسطوره س تو نوشتن…تو خلق احساس کردن…توتمام ندتی ک این رمان رو خوندم با خودم فکر کردم مگه رمان ها و کتابایی ک تودنیا معروف شدن جی داشتن از این بیشتر؟چی داشتن از این بهتر؟…عشق خیالی…عشق واقعی..عشق ناجی…عشق به ناموس..عشق به وطن…همه رو با هم داره…همه و همه و همه…لوس نیس..مسخره بازی نیس…وهم نیس…خیال نیس…وقت تلف کردن نیس…این رمان به تو یاد میده ک چ جوری نفس بکشی و از زندگیت لذت ببری و شکر خدا رو ب جا بیاری این رمان به تو اضافه میکنه..خیییلی چیزا رو…کاشششش همه مث تو بودن پگاه…کاششش کاششش کاش….رمانتو چاپ کن عزیزم و شک نکن ماهایی ک انقد لذت بردیم از روایت گریت هیجوقت تلاشت رو بی پاسخ نمیذاریم…حتما کتابتو میخریم حتی اگه هزارانبار نسخه های پی دی اف و…ش رو خونده باشیم…توبهترینی قدرخودتوبدون…یادت نره ک حداقل بین کسایی ک من تا حالا رماناشون رو خوندم و کم هم نیستن تو نامبروان ترینی…..دوووووست دارم….دارم میرم سراغ رمان های دیگه ت

  80. غزل می‌گه:

    eeee fek konam eshtebah shod:|
    esme romane jadide pegah jan moomyai hast na bakhtak😅
    age mishe oonam bezarin😀

    dar zemn khoondane ketabe an nime digar ro ham be doostan pishnahad mikonam

  81. غزل می‌گه:

    in roman ro ghablan khoondam awliiiiiie
    albate kolan ghalame pegahjan mahshare ta hala hame neveshtehaye ishoon ro dombal kardam
    mes k esme ketabe jadideshoon bakhtake
    mishe oonam bezarin??:))

    dar zemn doostan agar ketab hai mese zahre tavan/shahe shatranj/man to oo digari mishnasid mamnoon misham moarefi konid

  82. samira می‌گه:

    سلام رمان اسطوره فوق العاده است هرکی نخونه ضرر کرده من بارها این رمان و خوندم پیشنهاد میکنم حتمآ حتمآ برا یه بارم شده بخونینش دستت درد نکنه پگاه جووون عالیه

  83. فاطمه می‌گه:

    سلام این رمان فقط یه جلده یا جلد دومم داره؟؟؟

  84. ص می‌گه:

    سلام پگاه جون عاشق رمان هاتم خیلی خیلی عالیه هم اسطوره هم زهرتاوان.از اسطوره هرچی بگم کم گفتم.قلم پگاه جون جادو داره….خواهش میکنم اسم تمام رمان های پگاه رو بهم بگین یا به ایمیلم بفرستین

  85. Fatemeh می‌گه:

    سلام.ببخشید کسی میدونه این رمان جلد دوم داره یا نه؟

  86. فرشته می‌گه:

    این اسم رمان منو استفاده کرده
    درضمن شماها که انقدر تعریف می کنید از کجا بفهمیم که فامیلاش نیستید می خواید خونده شه؟

    • ؟؟؟ می‌گه:

      حالت خوب نی برو ی سر دکتر

    • دیبا صالحی می‌گه:

      در پاسخ به فرشته

      گیرم ک اسم رمان واس کتاب شما بوده و ایشونم این اسمو انتخاب کردن
      اما اون چیزی ک همه ی مارو جذب این رمان کرده شیوایی قلم خانم پگاه هست
      تعداد رمانهای اینچنینی کمتر از انگشتای دسته…
      چیزی ک فراوونه رمانه منتها رمانی ک بتونه همه ی ارزش های انسانی رو به تصویر بکشه خیلی کمه
      این همه رمان تو نت پیدا میشه ک یا اولش یا وسطش ویا تهش یا اصلا کلش از رابطه ی جنسی و عشق و شهوت مینویسه
      اما چیزی ک این رمانو متمایز میکنه از سایرین اینه ک علاوه بر عشق دردهای ملتو هم ب تصویر کشونده
      این خیلی بده ک شما ب خاطر تشابه یه اسم ارزش کاری ی نویسنده ای ک از قضا این اولین رمان فوق العاده اشون نیست رو پایین بدونین
      ایشون اگ دنبال شهرت بودن ک مثل خانم پ با نوشتن چند تا رمان ک تو همه اشون پسرای چشم رنگی و خوش هیکل و جذاب و پولدار و دخترای مغرورو زیبا وجود دارند الکی خودشونو تو چشم جوونا فرو نمیبردن

    • مریم می‌گه:

      در پاسخ به فرشته.
      عزيز دلم قلم عالی پگاه نیازی به تعريف نداره. شمام جای این حرفا تشريف ببر يه دور رمانو بخون بعدا نظر بده… 😊

  87. س می‌گه:

    یکی از بهترین رمانهای ایرانی که تا حالا خوندم بود این رمان خسته نباشی پگاه جان عالی بود شخصیت سازیات فضاسازیات فوق العادست

  88. SARA می‌گه:

    عاااااااااالی
    اسمشو باید میذاشت ……………. لعنتی

  89. شیدا می‌گه:

    سلام. من این رمان و دانلود کردم ۶۰۰ صفحه میشه پس چرا بقیه میگن هزارو خورده ای صفحه است؟؟؟

    پاسخ مدیر سایت : سوال شمادر کامنت های قبلی پاسخ داده شده است

    یا علی

  90. kinazoki می‌گه:

    وای اسطوره عالییییییه عالییییی . من کل خیابون انقلاب و گشتم واسه پیداکردن کتابش. کتاب چاپی نداره؟؟؟ من میخوام کتابشو داشته باشم. تا الان ۴ بار خوندم. واقعا یه رمان متفاوت و منحصر بفرده. هرکی نخونه عمرش به فناستتتتتتت
    اگه کتابشو چاپ کردن بگید تورو خدااااااااااااااااااااا

  91. مریم می‌گه:

    سلام فصل دومی هم وجود داره؟؟؟
    منم خیلی لذت بردم از این کتاب عالی بود

  92. صبا می‌گه:

    این رمان یه چیزی بالاتر از زیبایی بود

  93. الناز می‌گه:

    من هنوز اين رمان رو نخوندم ولي با نظر كاربرا اشتياق پيدا كردم كه بخونم پگاه جون من يكي از رمانهاتونو خوندم به نام شاه شطرنج كه عاليييي بود اميدوارم اينم عالي باشه برات آرزوي موفقيت ميكنم اميدوارم كه همه بشناسنت و تمام كتاباتو بخونن

    • kinazoki می‌گه:

      اسطوره از شاه شطرنجم بهتره خیلییییییییییییییییییی بهتره. امکان نداره یکبار بخونیش

      • sepide می‌گه:

        اگر درست فهمیده باشم پگاه همون پگاه.الف هست که اگر اینجوری باشه رمان فرشته فرشته میشود هم خیلی قشنگه که راجب به دختر مشهدی هست که بنا به دلایلی به کما میره و با اشخاصی روبه رو میشه و…

  94. ثنا می‌گه:

    محشرررررررررررررره محشر!!
    شدیدا توصیه میکنم

  95. zahra می‌گه:

    وای عالی بودهیچ ایرادی نمیتونم ازش بگیرم.بالینکه زیادبود ولی ارزش خوندن داشت.طی دوروز خوندمش.اشکم درومد.یه جاهاییشم میخندیدم.دستت طلا پگاه جون.منتظر کار های بعدیت هستم

  96. maryam می‌گه:

    این رمان فوق العادست خیلی واقعیه مثل خیلی ازرمان ها تخیلی ودورازذهن نیست سپاسگزارم ازنویسنده پگاه عزیز

  97. سروش می‌گه:

    سلام…
    قبل از هر چیزی باید تشکر کنم از نویسنده ی عزیز رمان که با قلم خوبشون در جای جای رمان کوشیدند تا مشکلات مردم مرز نشین رو در خلال ۸ سال جنگ تحمیلی به تصویر بکشند و این جای تحسین و تقدیر و تشکر داره.
    اما هر نوشته ای علاوه بر نکات مثبتی که به همراه داره، بدون شک با ضعف ها و نقصان هایی همراه هست که چون دوستان در نظرات بالا به این نکات مثبت اشاره کردند، وظیفه ی خودم می دونم که چند نکته رو متذکر شوم…
    اول- نویسنده سعی داره که اقلیم مردم غیور کرد رو به تصویر بکشه و گویی کرد بودن بر ایرانی بودن افرادی چون دیاکو…دانیار و دایی اولویت داره.
    دوم-پیرو نکته ی اول که در بالا اشاره شد باید عرض کنم که من هم در ابتدا با عینک خوش بینی رمان رو می خوندم و مثل بقیه ی دوستان فکر می کردم که فقط یک توصیف عادی از یکی از اقوام کشوره تا جایی که می رسیم به قسمت عروسی دانیار و شاداب که در کمال ناب آوری دایی میکروفن مراسم رو می گیره و در یک اقدام عجیب شروع به خوندن سرود ملی کردستان میکنه!
    سوم-در اینجا لازم می دونم که توضیحاتی رو راجع به این سرود بدم.
    این سرود که با نام ای دشمن یا ای رقیب آغاز میشه در واقع سرود رسمی حکومت اقلیم کردستان عراق هست.
    این سرود توسط شاعر کرد یونس رئوف دلدار در زندان حکومت وقت عراق در سال ۱۹۳۸ میلادی سروده شده است!
    سوال من اینجاست که دایی در این رمان برای چه از نظر مخاطب محترم هست؟ برای اینکه سلامتی خود را در راه ایران از دست داده! دقت کنید سلامتی خود را برای ایران از دست داده نه برای کردستان! این سرود رو کرد های جدایی طلب از ایران می خوانند برای جدایی از ایران و پیوستن به حکومت کردستان عراق!
    اگر این قسمت از رمان سهوا بوده که خب به نظر من بهتره اصلاح بشه ولی اگر از عمد نوشته شده و با بینش و اطلاعات از این موضوع نوشته شده باید بگم که این قسمت داستان علیه تمامیت ارضی کشوره.
    شاید شما بگید دارم ایراد بنی اسرائیلی می گیرم ولی واقعیت اینه که ما برای رزمنده ای ارزش قائلیم که برای کل ایران رفته باشه. درسته که نویسنده در جای جای رمان تصریح میکنه که دایی یک وطن پرسته و من هم قبول دارم اما میگم این با قسمت سرود ملی کردستان تناقض داره. کسی که از این مطلب اگاه باشه براش سوال پیش میاد که چطوری یک ادم وطن پرست حاضره سرود ملی یک کشور دیگر رو بخونه؟
    با تشکر از مدیریت محترم…

    • کانی می‌گه:

      در پاسخ به سروش.
      تو رو خدا مزخرف نگو و الکی شلوغش نکن.ما کردا اینقدر زدن تو سرمون و محرورممون کردن حالا میخوای از اینم ایراد بگیری.تو نظر ندی سنگین تری داش من.ی انشا نوشته که فقط کردا رو ببره زیر سوال.ما اینهمه از کشورمون دفاع کردیم بدتر محروممون کردن و هنوزم که هنوزه رک و لر و فارس حرف اولو میزنه.

    • مریم می‌گه:

      در پاسخ به سروش.
      سلام.بااینکه این رمان از نظر من فوق العاده است ولی نظرات شما رو کاملاً قبول دارم. امیدوارم این موضوع سهوا نبوده باشه.
      ولی به هر حال دیدگاه منو به بازمانده هاي جنگی و حتی شهیدان عزيزمون عوض کرد.ما به همشون مدیونم.
      از نویسنده ی گلم کمال تشکر رو دارم. قلمت عالیه پگاه جون.

    • Shadi می‌گه:

      در پاسخ به سروش.
      کی گفته سرود ملی کردستان فقط مال عراقه؟ این سرود اسمش رو خودشه ملی! و دشمن رو تهدید میکنه. حالا میخواد صدام باشه میخواد هر دشمن دیگه ای. اگر مشکل در پذیرفتن ملیت کرد هست که در اشباهید. سالها قبل که انگلیس اومد این قسمت بزرگ از ایران رو بین سه کشور تازه تاسیس دیگه تقسیم کرد کجا بود رگ غیرت پدران شماها؟ اگه میگی دست شما نبوده و حکومت اون موقع بی عرضه بوده. باید بگم الانم بشین عقب ! ………….

    • Parisa می‌گه:

      مگه پسرا هم رمان میخونن ؟؟؟

  98. reyhaneh می‌گه:

    این رمان هزارو خورده ای صفحه است ولی نمی دونم همه سایت ها خلاصه است اگه برای شما ها هزار و خورده ای صفحه است اسم سایت رو لطفا بگید.

    پاسخ مدیر سایت : قابل توجه شما
    این رمان نسخه کامل می باشد
    آره اگه فونت رو از ۱۴ به ۱۵ تغییر بدی و اندازه بین خط ها رو زیاد کنی میشه ۱۳۰۰ صفحه که هم حجم فایل پی دی اف بالا میره و هم صفحاتش نا جور میشه

    به هر حال ممنون از ارسال دیدگاهتون

    یاعلی

  99. شیوا می‌گه:

    من دانلود کردم اما نوشته های خرابه فقط نقطه هاش میان

  100. milad می‌گه:

    سلام . من زیاد رمان می خونم می تونم بگم این بهترین رمانی بود که خوندم خیمی ممنون 😉 . ♥دوستان حتما بخونن♥

  101. ساحل می‌گه:

    برای توصیف این رمان هیچی نمیتونم بگم جز اینکه…عااااااااااالی بود.من هیچوقت به خاطر رمانی گریه نکردم،البته من کلا هیچوقت گریه نمیکنم ولی این رمان اشکم رو در آورد.بعضی موقع ها میخواستم بمیرم،بعضی موقع ها هم میخواستم از خنده منفجر بشم.خلاصه اینکه خییییییییلی قشنگ بود.هرکی نخونه ضرر کرده.البته یکم طولانیه،من همین الان تمامش کردم و نتونستم نیام نظرم رو نگم.میخواستم تو سایت ۹۸ia نظرم رو بزارم ولی نمیدونم چرا نمیتونم وارد سایت بشم…

    • غزل می‌گه:

      به جز این رمان اگر خواستین رمان گناهکار رو هم بخونین از این عالیییییییییییتر و معرکه تر هست

      • P.A.R.Y.A می‌گه:

        در پاسخ به غزل

        واقعا چطور جرات میکنی این رمانو با گناهکار مقایسه کنی؟؟؟؟رمان گناهکار بر اساس خیالات و توهمات دخترونه نوشته شده اما اسطوره بر اساس واقعیته.این رمان قابل مقایسه با هیچ رمانی نیست

        • نفس می‌گه:

          در پاسخ به P.A.R.Y.A.

          گناهکارازاسطوره صدپله جلوتره عزیزم،گناهکارعاااااااااااالیه

          • sepide می‌گه:

            شمه نمیتونی رمان های واقعی رو با رمان های خیالی مقایسه کنی اون جوری به شعورتون توهین کردی

            خیلی مسخره س اگر مثلا رمان های م.مودب پورو تمام رمان های واقعی رو با هما پوراصفهانی مقایسه کنی رمان های خیالی زیباست اما به درد پر کردن وقت میخوره زندگی هیچ وقت اینقدرکامل نیست

            راستی اقای م.مودب پور تمام رمان هاشون واقعی و حتی مدت زمانی رو با اشخاص داستان ها گذروندن

        • مائده می‌گه:

          در پاسخ به P.A.R.Y.A.
          درست میگی این رمان فوق العادست

        • sahar می‌گه:

          در پاسخ به P.A.R.Y.A.

          ببخشیدد؟؟؟؟ جررات؟؟ 😐
          اینجا سایته و هر کس هر نظری بخواد میده
          رمان گناهکار بهترین رمانیه ک بوده و هس

        • فاطی می‌گه:

          عزیزم هیچ وقت به علایق کسی بی احترامی نکن با این کار فقط نشون میدی ظرفیت نداری که کسی بگه مثلا من از این رمانی که تو دوست داری متنفر بودم سلیقه ها متفاوته مثلا خود من گناهکارو از اسطوره بیشتر دوست داشتم ولی واقعا قلم نویسنده ی رمان اسطوره رو تحسین میکم

        • سانیا می‌گه:

          موافقم اصلا قابل مقایسه با رمان گناهکار نیست

        • رها می‌گه:

          من به اندازه موهاى سرم رومان خوندم اىن رومان رو هم دوست دارم ولى اىن رمان خىلى تخىلى تر از گناه کاره؛کسى که جلوى چشمش به مادرش تجاوز مىشه اىقدر راحت با اىن همه دختر هست؛منطقى تر نبود اگه اصلا نمىتونست با کسى باشه؛ىا شاداب که از ىک خانواده معمولى مثل همه ما اىنقدر راحت با ىه پسر مىره کوه مىره خونش کدوم ىکى از خانواده هاى ما هرچقدرم به پسرى اعتماد داشته باشن مىزارن باهاش کوه و اىنور و اونور برىم؟؟؟؟؟؟

      • اوا می‌گه:

        در پاسخ به غزل.

        وای ی ی گناهکار و که نگو اون عالی بود اینقدر ازقسمت بیست به بعدش اشک ریختم روحیم خراب شد دیگه اگه اسطوره هم مثل این باشه طاقت خوندنشو ندارم

        • بانوی آریایی می‌گه:

          در پاسخ به اوا.
          رمان گناهکار بسیار زیبا بود و من واقعا ازش لذت بردم،ولی رمان اسطوره به مراتب قوی تر از گناهکار هست،موضوع رمان گناهکار موضوعی هست ک خیلی نویسنده ها ازش استفاده میکنن،پسری ک از همه لحاظ عالیه و با اینکه دخترا به شدت طرفدارش هستن،هیچ کششی به دخترا نداره و از اونا بدش میاد به علاوه ی دختری که مشکلات زیادی داره و چون عزت نفس داره، زیر بار هر کاری نمیره و اتفاقا اون هم با جنس مخالف لج میکنه،تقابل این ۲ شخصیت، در ابتدا کل کل و سعی در شکست هم داشتن و در انتها عاشق شدن اونها و ازدواج و داشتن یه زندگی خوب،موضوعی هست که از چندین سال پیش تا الان رمان های زیادی بر مبنای اون نوشته شده و من به شخصه از ابتدا مطمئن بودم که آرشام و دلارام عاشق هم میشن و ازدواج میکنن،تنها برتری گناهکار این بود که نویسنده شاخ و برگ های بیشتری بهش داده بود و قلم روانی هم داشت،با این حال گناهکار رمان خیلی خوبیه،اما در مورد اسطوره در درجه ی اول جریان موضوعی متفاوت که شامل وطن پرستی،انسانیت،عشق،از خود گذشتگی،کمک به اطرافیان، تا حدودی خودخواهی و یه سری ویژگی های جزئی تر هست و هماهنگی اینها با هم به شکلی زیبا و دیده شدن این ویژگی ها به طور بارز و متفاوت در شخصیت ها (به طور مثال شخصیت منفی ای که برای دانیار در نظر گرفته،کاملا متفاوت از شخصیت های منفی دیگر رمان هاست و …) فضایی بسیار زیبا،متفاوت، غیر قابل پیش بینی و دلنشینی رو ایجاد کرده (که بر خلاف ۹۹% رمان های ایرانی،موضوع اصلی عشق بین دختر و پسر نیست،بلکه عشق یه جریان در طول رمانه و شخصیت ها به مرور عشق رو درک میکنن و عاشقی کردن رو یاد میگیرن)که تکمیل کننده ی همه ی اینها قلم بسیار پخته ی نویسنده س که متن متفاوت،قوی و به شدت جذابی رو ارائه داده،از دیالوگ های فوق العاده گرفته تا توصیف های دقیق و زیبا و پیش برد داستان به شکلی که خواننده رو از همه لحاظ جذب میکنه و با هیجان پای داستان نگه میداره،به جرأت میشه گفت این رمان رو از همه ی رمان های ایرانی متفاوت کرده و چند سر و گردن بالاتر قرار داده.

          • sepide می‌گه:

            من با تک تک حرفاتون موافقم ولی رمان های م مودب پور یه چیز دیگس هم واقعی هست هم ابکی نیست و از همه مهم تر این که نویسنده با اون افراد زمانی رو گذرونده

        • بانوی آریایی می‌گه:

          عذر خواهی میکنم آوا جان ،کامنت من در ارتباط با نظرات نفس و غزل عزیز بود،به اشتباه در پاسخ به شما ثبت شد.

        • مینا می‌گه:

          من هر دو تا رمان رو خوندم
          و به جد میتونم بگم که اسطوره حرفی برای گفتن داره که هیچ کدوم از رمانهای هم دوره اییش نداشتن، اسطوره همونقدر که اسمش دهن پر کنه ، کتابش ذهن پر کنه ، دو بار خوندم و اینقدر برام جالب بود که تو گوشیم سیوش کردم… امیدوارم بخونیش و باهاش گریه کنی و بخندی و لذت ببری

      • دنیا می‌گه:

        عزیزم گناهکار اصلا با اسطوره قابل مقایسه نیست
        بار اجتماعی که این رمان داره توی گناهکار ذره ای وجود نداره
        جسارتی که پگاه توی بیان اعتقاداتش داره کمتر نویسنده ی دیگه ای داره
        گناهکار فقط هیجان داره.همین
        البته بسیار قلم توانایی دارن خانوم فرشته تات

  102. م،ن می‌گه:

    من رمان زياد خوندم ولي اين رمان جز رمان هایی،که هيچ وقت از خوندنش پشيمون نشدم محسوب ميشه،هم عاشقي که خاص باشه را به تصوير ميکشه هم مهم تر از اون عاشق وطن وناموس بودنا

  103. mehrnaz می‌گه:

    پگاه جون من تا به حال نظر براي هيچ نويسنده ننوشتم كاش همه دنيا تورو بشناسن فوق العاده بود اشك ريختم با اين كتاب خنديدم و ديدم نسبت به تمام اطرافم عوض شد كاش همه دنيا تورو بشناسن عاشقتم

  104. حنانه می‌گه:

    سلام پایانش خوشه ؟؟؟؟ اگه نیست نخونم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × پنج =